فروش مودم فیبر نوری


» مناجات با خدا

مناجات با خدا

مناجات نامه


الهی از هر دو جهان محبت تو گزیدم و جامهٔ بلا بُریدم و پردهٔ عافیت دریدم.


یارب ز شراب عشق سرمستم کن

وز عشق خودت نیست کن و هستم کن

از هر چه به جز عشق تهی دستم کن

ستوده‌ای تو، ای خداوند، خدای ما، پادشاه جهان، که گام‌های انسان‌ها را هدایت می‌کنی مطلب مرتبط ستوده‌ای تو، ای خداوند، خدای ما، پادشاه جهان، که گام‌های انسان‌ها را هدایت می‌کنی

یکباره به بند عشق پا بستم کن


الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جملهٔ خاکسارانم و خاک بر سر.


الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقدار است ؟


الهی تا بتو آشنا شدم، از خلق جدا شدم، در دو جهان شیدا شدم، نهان بودم و پیدا شدم


نی از تو حیات جاودان می خواهم

نی عیش و تنعم جهان می خواهم

نی کام دل و راحت جان می خواهم

هر چیز رضای تُست آن می خواهم


الهی اگر مستم و اگر دیوانه ام از مقیمان این آستانه ام، آشنایی با خود ده که از کاینات بیگانه ام


 الهی در سر خمار تو داریم در دل اسرار تو داریم و بزبان اشعار تو داریم ف اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم


الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم ف خواست خواست تو است من چه خواهم.


گر درد دهد به ما و گر راحت دوست

ا ز دوست هر آن چیز که آید نیکوست

ما را نبود نظر به خوبی و بدی

مقصود رضای او و خشنودی اوست


الهی بروز کار آمدم بنده وار با لب پُر توبه و زبان پُر استغفار، خواهی بکرم عزیز دار خواهی خوار که من خجلم و شرمسار و تو خداوندی و صاحب اختیار.


الهی روی بنما تا در روی کسی ننگریم و دری بگشی تا بر در کس نگُذریم.


پیوسته دلم دم ار رضای تو زند

جان در تن من نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید

از هر برگی بوی وفای تو زند


الهی اگر تن مجرم است دل مطیع است و اگر بنده بد کار است کَرَ م تو شفیع است.


بادا کَرَم تو بر همه پاینده

چون نپرسی، زودتر کشفت شود... مطلب مرتبط چون نپرسی، زودتر کشفت شود...

احسان تو سوی بندگان آینده

بر بندهٔ خود گناه را سخت مگیر

ای داور بخشندهٔ بخشاینده


الهی قبلهٔ عارفان خورشید روی تو است و محراب جانها طاق ابروی تو است و مسجد اقصی دلها حریم کوی تو است، نظری بسوی ما فرما که نظر ما بسوی تو است.


 الهی از هیچ همه چیز توانی و از همه چیز به هیچ نمایی که گویم چنین یا چنانی تو آفرینندهٔ این و آنی.


ما را سرو سودای کس دیگر نیست

از عشق تو پروای کس دیگر نیست

جُز تو دگری جای نگیرد در دل

دل جای تو شد جای کس دیگر نیست


ای واقف اسرار ضمیر همه کس

در حالت عجز دستگیر همه کس

از هر گُنهم توبه ده و عذر پذیر

ای توبه ده و عذر پذیر همه کس


الهی گدای تو بکار خود شادان است، هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است.


 الهی کدام درد بود ازین بیش که معشوق توانگر و عاشق درویش.


الهی من کیستم که ترا خواهم چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه می پندارم کمترم و از هر دمی که می شمارم بد ترم.


الهی فراق کوه را هامون کند، هامون را جیحون کند، حیحون را پر خون کند، دانی که با این دل ضعیف چون کند.

الهی نظر خود بر ما مدام کن و این شادی خود بر ما تمام کن، ما مرا بر داشتهٔ خود نام کن بوقت رفتن بر جان ما سلام کن، صدیقان از گناه پشیمانند واز طاعت خجل، عذر بر زبان دارند و تشویر در دل.


مناجات نامه، خواجه عبدالله انصاری



تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   بلاگسازان   |   لینک پرومکس   |   توری سایبان گلخانه   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   مشاور ایرانی در لندن   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده